اسكندر بيگ تركمان
598
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
آغاز سال خجسته مآل سيچقان ئيل مطابق سنهء تسع و الف كه سال چهاردهم جلوس سعادت مأنوس همايون شاهى است نوروز عالم آراى اين سال ميمنت مآل در روز چهارشنبه پنجم شهر رمضان المبارك اتفاق افتاد يعنى سلطان سيارگان كه فيض بخش عالميانست با شكوه اقبال بر سرير شرف برآمده لواى بلند نامى برافراخت و نسيم اردى بهشتى از شميم گلهاى بهار عطرسائى آغاز نهاده دماغ روزگار را معطر ساخت شاهدان بهار دلگشا با هزاران زيب و بها از حجلهء شتا چهرهنما گشته سرور افزاى خاطر عالميان گرديدند شوخ چشمان رياحين كه از دستبرد لشكر غارتگردى در نهانخانهء خاك سر بجيب اختفا برده پاى در دامن خمول پيچيده بودند سر بجلوهگرى برآورده شوخى آغاز نهادند . بيت باز نوروز گشت مهر آئين * كرد صحن چمن چو خلد برين شد نسيم بهار عنبر بيز * در و بام جهان نشاط انگيز در نسيم بهار و فيض صبوح * هر دمى جان دمد بقالب روح بمشام جهان ز لطف بهار * ميرسد بوى ذوق و نكهت يار حضرت اعلى در مشهد مقدس معلى كامياب دولت بوده لواى شادمانى برافراخته و در ساحت ميدان آن بلدهء ارم نشان بچوگان بازى و قبق اندازى نشاط افزاى خاطر انور بودند بعد از سرور و نشاط ايام نوروز عنان عزيمت بصوب دار السلطنهء هرات معطوف داشتند و بفيروزى و اقبال بدان خطهء جنت مثال رسيده در باغ شهر نزول فرمودند حسينخان شاملو حاكم آنجا با اهالى و اعيان رسم استقبال بجاى آورده بخدمات لايقه قيام نمودند و مثال عالى بطلب حاجى محمد خان والى خوارزم و نور محمد خان والى مرو شاه جان شرف اصدار يافته مصحوب ملازمان ركاب اشرف فرستادند كه در باب مهمات ماوراء النهر با ايشان مشورت [ 413 ] نموده بدآنچه صلاح دولت باشد عمل رود حاجى محمد خان امتثال فرمان نموده از خوارزم بيرون آمده روانه بود كه در راه بيمارى عارض گشته چند مرحله در محفه آمد و آخر الامر ضعف قوت گرفته نتوانست آمد و بتمهيد معذرت بىاختيار قيام نموده بندگان حضرت اعلى نيز عذرپذير گشتند اما نور محمد خان بمعاذير مموهه تمسك جسته از آمدن تقاعد نمود .